چراغ اولو روشن کردیم با یادش :)

بلد نیستم مثه صبا تَتَ تَقْ تَقْ انگشتامو بکوبونم روی دکمه های کیبورد نه دوستی دارم که بخواد عروسی کنه و جلوی من با نامزدش حرف بزنه و من بگم دارم چلو کباب خوردنشونو نگاه میکنم نه دلو دماغ امیر که خلاقیت به خرج میده. اینجا شاید مهجورترین و البته اصیل ترین دنیای آدمای تنهاست. همیشه آرزوم بود وبلاگ داشته باشم حالا دارم و اون ذوق اولو ندارم. کلا همه چی دیر به دستم میرسه همیشه ولی خب از وضعیت الان راضیم. 🍃 💘


یاد وضعیت سفید وقتی اسفند ماه میاد، ولم نمیکنه

/ 0 نظر / 26 بازدید